سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷

فانتزی در سکس


فانتزي سكسي

سخنم را با این سئوال آغاز می کنم که : درصورتيكه مغز ما بزرگترين اندام سكسي ما است، چطور اغلب نقشي را كه آن را در لذت بردن زنانه و ارگاسم بازي مي‌كند، نمي‌توانيم تشخيص بدهيم. مغز چطور قادر است كه چوچوله را بعنوان يك بافت اضافي از ساير قسمتها متمايز كند. شما قادر به درك لذت نخواهيد بود اگر مغز شما به شما اين اجازه را ندهد. اگر شما در زماني كه مغز در حالت سكس قرار ندارد، چوچوله را نوازش كنيد، به تنهايي و يا بوسيله شريك، لذت بردن و ارگاسم غير ممكن است. فانتزي سكس، مغز ما را در حالت سكسي قرار مي‌دهد، و خيالات راه گفتن به مغز است كه هم‌اكنون زمان سكس است

اين تصور غلط كه زنان از مردان كمتر سكسي هستند، اين تصور را در هركس بوجود مي‌آورد كه زنان در مورد سكس فكر نمي‌كنند. ما مي‌دانيم كه مردان به زنها نگاه مي‌كنند و واكنشهاي سكسي به آنها نشان مي‌دهند، اما نمي‌پذيريم كه زنان به مردان و يا زنان ديگري نگاه كنند و به همان صورت واكنش نشان بدهند. با وجود هزاران مجله كه وجود دارد كه مملو از عكسهايي است كه براي مردان است، چه تعداد از آنها براي زنان وجود دارد؟ ما عموماً مي‌پذيريم كه مردان مي‌توانند فاسد و هرزه باشند اما زنان نبايد چنين باشند. زنان بايد مادرانه باشند و نه سكسي، درست نيست؟

اگر يك زن خود را سكسي احساس نكند، او احتمالاً احساس خوبي نخواهد داشت از اينكه افكار و فانتزي‌هاي سكسي داشته باشد. او ممكن است نتواند تشخيص بدهد كه چرا او بايد فانتزي سكسي داشته باشد. در اوايل دهة هفتاد وقتي كه نانسي فرايدي به دنبال زناني گشت كه فانتزي سكسي داشته باشند، بسياري از زنان به او گفتند كه آنها نمي دانند كه كجا بايد فانتزي سكسي داشته باشند. زنان نمي‌توانند كه با يكديگر مانند خود، خيالبافي سكسي بكنند، بنابراين افكار آنها طبيعتاً سكسي نيست. قبل از كتاب نانسي فرايدي، مردان و زنان اعتقاد نداشتند كه زنان افكار سكسي دارند و يا اينكه آنها به اينكه زنان به اين موضوع نياز دارند نيز معتقد نبودند. وقتي كه ما بپذيريم كه زنان هم مانند مردان از نظر سكسي هستند، ما بزودي تشخيص مي‌دهيم كه آنها نيز مانند مردان افكار و فانتزي‌هاي سكسي دارند. وقتي كه ما يك زن را بصورت سكسي ببينيم، تصديق مي‌كنيم كه او افكار و ايده‌هاي سكسي منحرف و فاسد دارد

بمنظور اينكه زنان سكسي باشند و از سكس لذت ببرند، آنها بايد قبول كنند كه شخصيت سكسي داشته باشند. اگر شما آن را تصديق نكنيد و يا اينكه آنرا انكار كنيد، در اينصورت لذت سكسي نمي‌تواند انجام بپذيرد. هورمون هاي زنانه در بعضي از سطح‌ها، اعمال آنان را كنترل مي‌كند. وقتي بدن ما احساس كند كه آماده براي سكس است، به مغز مي‌گويد كه سكس را جستجو بكند. وقتي كه اين اتفاق بيافتد، ما اغلب با يك نياز شديد در مورد سكس فكر مي‌كنيم و ما شخصيت سكسي پيدا مي‌كنيم. زمان سكسي بودن زن مانند دورة قاعدگي، يك سيكل و دوره است، او بسيار شهوتي مي‌شود و سكس را جستجو مي‌كند

براي زنان و نوجواناني كه لذت سكس را تجربه نميكنند و يا اصلاً هيچ احساسي نسبت به‌ آن ندارند، اينكه در هنگام نوازش مهبل و چوچوله، ناله كنند، غير عادي نيست. احتمالاً اين به آن دليل است كه مي‌خواهند كه مغزشان به آنها اجازة سكس بدهد، به اين معني كه آنان آماده براي برانگيختگي سكسي نيستند. وقتي كه مغز آماده براي سكس نباشد، چوچوله فقط يك تكه از بافتهاي بدن است. يك زن بايد اين موضوع را بپذيرد كه او نمي‌تواند كه دستانش را در ميان پاهايش قرار دهد و بطور اتوماتيك خودش را به ارگاسم برساند. ارگاسم فقط يك فرآيند مكانيكي نيست. در بيشتر مواقع يك فرآيند ذهني و شيميايي است. مغز مواد شيميايي از خود منتشر مي‌كند كه باعث مي‌شود كه ارگاسم امكان پذير شود. اگر مواد شيميايي و هورمون‌ها نباشند، حتي مغز به تنهايي قادر نيست كه بدن را براي لذت بردن سكسي و سكس آماده بكند

پس چگونه زنان در مورد فانتزي سازي از شما خواهش مي‌كنند؟ فانتزي زنان تحت پوشش موضوعات امكان پذير قرار مي‌گيرد، از فريفتگي غير سكسي عاشقانه تا هتك حرمت به زور و با فشار. چگونه مي‌توان موضوعات فانتزي سكسي زنان را تشخيص داد؟ اين را خيلي سخت مي‌توان گفت، اما احتمالاً افكار سكسي كه زنان را تحريك مي‌كند را مي‌توان از زماني كه آنها سن كمي دارند و جوان هستند تشخيص داد، و يا حتي قبل از بلوغ آنان. دختران نا بالغ هم فانتزي سكسي دارند

كداميك از موضوعات طبيعي و مناسب هستند؟ همة آنها ! هيچ چيز و همه چيز ممكن است كه براي ورود زن به فرآيند فكر كردن سكسي مناسب باشد. زنان اغلب سعي مي‌كنند كه فانتزي سكسي خود را سانسور كنند و اين به دليل عقيدة آنان در مورد هرزگي و نامطلوب بودن است. آنها احساس طبيعي و سالم بودن نسبت به زني كه از سكس به زور خوشش مي‌آيد ندارند. فانتزي سازي يك موضوع واقعي نيست و به كسي آسيبي نمي‌رساند. فقط به اين دليل كه كسي كتابي در مورد قتل بنويسد نمي‌توان گفت كه او احتمالاً شخصي را به قتل رسانده است. فانتزي سازي در مورد موضوعات منحرف و هرزه و غير قانوني دليل بر آن نمي‌شود كه شما آن را در زندگي واقعي خود نيز بكار گيريد. شما هميشه فرق بين درست و اشتباه را مي‌دانيد. شما نمي‌توانيد چيزي را كه شما را از نظر سكسي تحريك مي‌كند، عوض كنيد، شما ممكن است موارد جديد پيدا كنيد و تا اندازه‌اي از هيجان خود كم كنيد، اما از زماني كه يك موضوع سكسي در ذهن شما بعنوان يك شخصيت نقش ببندد، آن هميشه سكسي خواهد ماند. يك زني كه از سكس و استمنا چشم پوشي مي‌كند به اين دليل كه اين كارها سبب وقوع فانتزي غير عادي در وي مي‌شود، باعث آسيب رساندن به خود مي‌شود. اگر يك زن بپذيرد كه همة فانتزي‌هاي سكسي طبيعي هستند، او مي‌تواند كامل تر سكس با شريك و استمنا را انجام دهد

چه موقع فانتزي سكسي مناسب است؟ تا زمانيكه فانتزي سكسي هميشه مناسب نيست، زنان مي‌توانند با همه چيز فانتزي سكسي داشته باشند. زنان مي‌توانند فانتزي سكسي داشته باشند وقتي در محل كار هستند، وقتي مشغول شستن لباسها هستند، وقتي كه مشغول رانندكي هستند و يا حتي وقتي كه با تلفن با مادر خود صحبت مي‌كنند و نيز در هنگام سكس با شريك و غيره. اگر انجام اين كار در بعضي از محل‌هاي كار و در بعضي از رانندگي‌ها خطرناك بنظر مي‌رسد بايد از آن پرهيز كرد و دليل آن هم اينست كه فانتزي سكسي و ارگاسم بالقوه حواس انسان را پرت مي‌كند. همچنين ممكن است اين كار بشدت شيطاني باشد. فانتزي سازي يك راه خوب و معمولاً امن براي فرونشاندن خستگي و كشف كردن سكس در خود است

زنان اغلب فكر مي‌كنند كه اگر در هنگام سكس با شريكشان فانتزي سكسي داشته باشند، به او خيانت كرده‌اند، بخصوص اگر اين فانتزي سازي در مورد شخص يا چيز ديگري غير از شريك حاضرشان باشد. اجازه بدهيد كه يك موضوع را مشخص كنم، يك شريك سكسي زيبا داريم كه با ما متولد مي‌شود. بعلاوه، مهارتهاي سكسي ما ممكن است كه به مقداري كمك نياز داشته باشد. از آنجائيكه اغلب زنان در مورد شريك در حال حاضرشان فانتزي سازي نمي‌كنند، در مورد فرد يا چيز ديگري كه احتمالاً در حال بصورت طبيعي وجود ندارد يا چيزي كه حالتي از بي‌وفايي نباشد، فانتزي سازي مي‌كنند. همانطور كه در بالا ذكر شد، شما قادر به كنترل كردن چيزهايي كه شما را از نظر سكسي بر‌مي‌انگيزاند نيستيد. اگر شما نياز داشته باشيد كه در مورد شريكتان خيال‌بافي كنيد بعنوان كسي كه بزور زنا مي‌كند، يا بعنوان يك دريا‌نورد و يا بعنوان يك زن ديگر، يا بعنوان آدم خانه به دوشي باشد كه به دنبال ارگاسم مي‌گردد، شما مي‌تواني طبيعي و نرمال باشيد و تنها نباشيد

:روشهاي متداولي وجود دارد كه به فانتزي سكسي زنان كمك مي‌كند كه عبارتند از

از دست دادن كنترل- اين نوع از فانتزي به زن اجازه مي‌دهد كه بدون مسؤليت در مورد حركات خود سكس داشته باشد. اگر شما مي‌خواهيد مانند كساني كه به زور هتك حرمت مي‌كنند باشيد، شما نبايد كنترل كنيد كه چه اتفاقي براي شما مي‌افتد و يا اينكه چه چيزي براي شما مورد نياز است. اگر شما تحت كنترل نباشيد بايد با يك دختر خوب بمانيد حتي اگر او در سكس شيطتنت بكند. اين فانتزي در سكس به زن اجازه مي‌دهد كه در سكس باز باشد و صورت ديگري از سكس را كشف كند، كه در بيشتر مواقع خيلي از زنان نمي‌توانند اين موضوع را در واقعيت درك كنند. وقتي كه در فانتزي آنان تحت كنترل نباشند، در واقعيت آنان كنترل شده‌اند، كه اين امر باعث جدا شدن آنها از زنان هرزه و ربوده شده مي گردد. فانتزي سازي در مورد هرزه بودن، به معني آرزو داشتن براي سكس است و نه به معني آرزو داشتن براي هرزه بودن

سكس دختر با دختر- بدليل اينكه اغلب از همجنس بازي خودداري مي‌كنند، آن چيز مناسبي نيست. همجنس بازي يك جهت در سكس است و نه داشتن رابطة سكسي فيزيكي بين دو زن. فانتزي سازي در مورد داشتن سكس با يك زن ديگر باعث نمي‌شود كه كسي همجنس باز شود. زنان از مردان بيشتر ملايم، مهربان و رمانتيك ديده مي‌شوند. يك زن ممكن است اين چيزها را در زندگي سكسي خود آرزو داشته باشد. شايد او احساس كند كه يك زن با آناتومي شبيه خود او، بهتر بتواند نيازهاي عاشقانة او را برآورده بكند. حتي اگر يك زن در رابطة سكسي با ديگر زنان جذب نشود، اين موضوع را بدليل كيفيت مؤنث بودن خود بداند. در بعضي از حوزه‌ها، رابطة نامشروع جنسي بين دو زن، براي جامعه مورد قبول است و يا حداقل باعث محروميت آنان نمي‌شود

سكس با يك غريبه- اگر شما با يك غريبه كه ديگر او را دوباره نخواهيد ديد، سكس داشته باشيد، شما مي‌توانيد با او يك سكس آزاد داشته باشيد بدون اينكه ترس از اين داشته باشيد كه به شما برچسب بچسبانند. همانطور كه در بالا و در قسمت سكس بدون كنترل ذكر شد، سكس با يك غريبه سكسي را براي زن مجسم مي‌كند كه ممكن است شرايط محيطي زندگي چنين اجازه‌اي به او ندهد. اگر شريك سكسي شما فاقد صورت مشخص باشد، شما از اينكه دوباره او را ببينيد، نگراني نخواهيد داشت. بعلاوه سكس داشتن با يك غريبه كه فقط شما قادر به ديدن او هستيد، يك شيطنت در شب است

تجربيات گذشته و يا شريكهاي قديمي- اگر اين كار را در گذشته كرده‌ايد، احتمالاً هم‌اكنون نيز اين كار را مي‌كنيد، حداقل در ذهنتان. تجربة سكسي ويژه و يا غير طبيعيي را كه در كذشته داشته‌ايد و شما را خيلي تحريك كرده بود به خاطر بياوريد. گاهي اوقات فانتزي سازي در مورد اينكه شما چه كاري در گذشته مي‌توانستيد بكنيد يا اينكه دوست داشتيد چه اتفاقي در موقعيت‌هاي قبلي اتفاق بيافتد، شما را خيلي برانگيخته مي‌كند. گاهي اوقات ممكن است كه شريك قبلي بهتر از شريك در حال حاضر در سكس بوده باشد. بياد بياوريد روزهاي سرگرداني را كه مي‌خواستيد كه از اين حالت سرگرداني در سكس بيرون بيائيد

آشنايان- زنان به محركهاي بصري خيلي حساسند. آنها ممكن است از ديدن آني تصاويري از آدمهايي كه آنها را قبلاً ملاقات كرده‌اند و يا ديده‌اند، چه زن و چه مرد، برانگيخته شوند. يك زن ممكن است كه يك فرد را ببيند و او را از نظر سكسي جذاب بيابد، و به همين دليل ممكن است تصور سكس با او را نيز بنمايد

دختران بد- دختران بد سكس داغ و پر شيطنتي دارند. زناني كه در زندگي واقعي، دختران خوب اتلاق مي‌شوند، شايد دوست داشته باشند كه تصور كنند كه اگر سكس باز داشتند چگونه بودند. آنها ممكن است اين فانتزي را در ذهن خود بپرورانند كه يك فاحشه، يا يك زني كه رقص برهنه مي‌كند و بطور كلي زني غير از شخصيت اصلي خود باشند. يك زن ممكن است اين فانتزي را در سر بپروراند كه زني باشد كه عادت داشته باشد كه در يك اتاق پر از مردان و يا زنان شهوتي، لباس سكسي بپوشد

شخصيت سكسي مطلوب- زنان كمي وجود دارند كه دوست ندارند بوسيلة شخص ديگري از نظر سكسي فعال بشوند. يك زن مي‌تواند به هر شرايطي كه انتخاب مي‌كند ظاهر شود و لباس بپوشد. او مي‌توان لخت و يا با لباسهاي تحريك كننده در جامعه ظاهر شود. شخصيت او مي‌تواند از نظر سكسي خودنما باشد. شايد با اين كار او بخواهد توجه افراد مشهور و يا قدرتمند را به خود جلب كند

سكس رومانتيك و خيالي- زنان معمولاً از اينكه فكر كنند كه در حالت اغوا كننده هستند و بر پشت اسب سوارند و يا حالتي مشابه آن، يك فانتزي مي‌سازند. اين فانتزي ممكن است فاقد نفوذ در فرج و سكس دهاني باشد، اما لذتشان كمتر از آنها نيست. ناشران كتابهايي كه رمان آنها مملو از صحنه‌هاي خيالي و يا رمانتيك شامل سكس است، همواره ميليونها دلار از فروش آنها سود مي‌كنند. رمانهاي عاشقانه‌اي كه براي زنان هستند و رمانهايي با موضوعات بچه بازي كه براي مردان نوشته مي شوند، باعث تحريك سكسي مي شوند. فانتزي‌هاي خيالي يك فرم از فانتزي‌هاي سنتي هستند، و تا زماني كه يك زن بوسيلة فانتزي‌هايش و واقعيات گيج نشود، بي‌خطر مي‌باشند

تحت حمايت بودن- بر اساس گفتة نانسي فرايدي، اگرچه زنان بطور فزآينده‌اي نقش مؤثر در جامعه ما دارند، بيشتر زنان نقش مؤثرتري در زندگي سكسي خود دارند. آنها صداي گلوله هستند و آنچه را كه اتفاق مي‌افتد كنترل مي‌كنند. آنها ممكن است بطور فداكارانه خود را براي لذت مردان و زنان ديگر بكار ببرند، و اين كار حداقل ممكن است در خيال باشد. آنها به دليل تنگدستي خدمت نمي‌كنند، بلكه آنان قهرمان فانتزيهايشان هستند. اين خيال پردازيها به زن اين اجازه را مي‌دهد كه نقش برجستة خود در حين سكس را كشف بكند. آنها آن چيزي را كه نياز دارند دريافت مي‌كنند، بوسيلة استفاده از هر چيزي كه اين موضوع را برآورده بكند

خاشع بودن- شخصي كه بيشترين كنترل را در هنگام سكس ارباب/بنده اي اعمال مي‌كند، بنده است، چونكه بنده آنچه را كه اتفاق مي‌افتد كنترل مي‌كند. يك زنيكه خودش را مطيع و سلطه پذير تصور مي‌كند، يك نمايشنامه‌اي بوجود مي‌آورد كه خود او آنچه را كه اتفاق مي‌افتد كنترل نمي‌كند، اما آنچه را كه نياز دارد هميشه بوقوع مي‌پيوندد. در خيال، هميشه ارباب آنچه را انجام مي‌دهد كه بنده مي‌خواهد. اين فرم ديگري از رها كردن كنترل است

سوزن سوزن كردن- اين يك احساس خيلي خوب است. اين يك خط نازك بين درد و لذت است، و هورمونها مي‌توانند در حين سكس آزاد بشوند و درد فراموش بشود. گاهي اوقات احساس درد در هنگام فانتزي سازي، مي‌تواند فرم ديگري از ناراحتي ملايم باشد و ضربه زدن به دليل شيطان بودن، باعث مي‌شود چندين بار انسان تنبيه شود. زناني كه بوسيلة در كوني خوردن فانتزي سازي مي‌كنند، بر خلاف نظر عمومي، اغلب تجربة اين تنبيهات در دوران كودكي را ندارند، اگرچه ممكن است آنها در اين رابطه در كودكي فانتزي سازي كرده باشند

سكس با حيوانات- در حالي كه اين كار از نظر مذهبي حرام است، گاهي اوقات بعضي از افراد در مورد سكس داشتن با حيوانات مانند سگها و اسبها فانتزي سازي مي‌كنند. حيوانات اغلب مانند كودكان تصور مي‌شوند. شايد به دليل داشتن اين ديد به حيوانات در سكس و يا داشتن حركات حيواني در روشي كه بر روي زن اعمال مي‌شود، آنها از داشتن سكس با حيوانات برانگيخته مي شوند. هم اكنون داشتن فيلمنامه خيال پردازي غير عادي، كاملاً عادي و طبيعي است

موارد ذكر شده در بالا از نويسنده‌اي بنام نانسي فرايدي است. او بمدت حدود بيست سال در مورد فانتزي سكس زنانه تحقيق كرد و نتايج مطالعات خود را در كتابهايي به چاپ رساند. اين كتابها مملو از صدها فانتزي سكسي زنانه است. عناوين اين كتابها عبارتند از: باغ مخفي، گلهاي پنهان و زنان در رو

سه‌شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۷

چگونه ارگاسم خوبی داشته باشم ؟

یکی از نگرانی های خانم ها درمورد رابطه جنسی مشکل آنها در رسیدن به ارگاسم است. در این مقاله نکاتی را برایتان مطرح می کنیم که مطمئناً موثر خواهد بود:


* نکات روحی:


1) پیشبینی رابطه جنسی—برای خیلی از خانم ها وقتی درمورد رابطه جنسی خیالبافی میکنند، می توانند از قدرت ذهنشان (خیالپردازی) برای تحریک شدن خود، هم فیزیکی و هم روحی، استفاده کنند. این روش همچنین به خانم ها کمک می کند بفهمند که چه چیزهایی در محیطشان باعث تحریک آنها می شود (مثلاً داستان های رمانتیک و شهوانی، آهنگ های عشقی، فیلم های ویدئویی) و از این ابزارها قبل از رابطه جنسی استفاده کنند. این "شروع گرم" می تواند به راحت تر رسیدن به "پایان" کمک کند.


2) ریلکس باشید—خیلی از خانم ها برای اینکه بتوانند به لذت جنسی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند. این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جنسی اثر منفی دارد. پس قبل از یک رابطه جنسی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا هر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است. ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند.


3) چیزهایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید— خیلی از خانم ها موقع رابطه جنسی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود. باید ببینید که چه چیزهایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنها را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جنسی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.


4) عصبانیتتان را خاموش کنید—داشتن رابطه جنسی با یک جوجه تیغی خیی سخت است---این احساسی است که خیی از خانم ها وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند، حس می کنند. عصبانیت آدم ها را از هم دور می کند. برای خانم ها لازم است که قبل از هرگونه رابطه جنسی، شعله عصبانیتشان را خاموش کنند تا بتوانند صمیمانه با همسرشان رابطه برقرار کنند. اکثر خانم ها برای اینکه بتوانند از طریق دستگاه تناسلیشان با کسی ارتباط برقرار کنند، باید قبلاً ارتباط قلبی با او برقرار کرده باشند.


5) نگران بدنتان و نقص های آن نباشید—کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جنسی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص های جسمیتان را داشته باشید، واکنش جنسی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواهید رسید. به عبارت دیگر، ذهنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردها با یک همسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.


6) حین سکس، تمرکز شهوانی داشته باشید—برای این منظور لازم است که ذهنتان را وارد حیطه شهوانی و جنسی کنید تا قدرت تحریک پذیری جسمیتان بیشتر شود. برای کمک به اینکار روی کارهایی که همسرتان انجام می دهد تمرکز کنید.در واقع بهترین روش نگاه کردن به کارهای همسرتان و نگاه کردن به چشمهای اوست.


7) تمرکز کنید—خیلی از خانم ها بعد از تحریک شدن باید روی احساسات لذت بخش خود (به خصوص حسی که در دستگاه تناسلی خود احساس می کنند) و بیشتر و بیشتر شدن این احساسات تمرکز کنند.


8) بیرون رفتن از دام "راه واقعی"—خیلی از افراد (در هر دو جنس) اشتباهاً تصور می کنند که واقعی ترین راه به ارگاسم فقط از طریق رابطه جنسی از واژن ایجاد می شود. راه های دیگر رسیدن به ارگاسم، مثل تحریک چوچوله (با دست یا زبان)، مورد علاقه این افراد نیست چون از رابطه از واژن پست تر است. این عقیده غلط باعث شده است که خیلی از خانم ها تصور کنند که دچار مشکلی هستند چون قادر نیستند از طریق رابطه از واژن یا همان راه واقعی به ارگاسم برسند. یادتان باشد، اکثریت خانم ها از طریق تحریک چوچوله یا تحریم واژن است که به ارگاسم می رسند و این هیچ اشکالی ندارد. مهم نیست که ارگاسم از چه طریق اتفاق بیفتد، آنچه اهمیت دارد اتفاق افتادن آن است.


9) برای بازی هم وقت بگذارید—خیلی افراد رابطه جنسیشان را برای دیروقت میگذارند که بدن کششی به آن ندارد و فقط نیازمند خواب و استراحت است. اگر برای بازی کردن قبل از رابطه هم وقت بگذارید مطمئناً رابطه جنسی بسیار بهتری خواهید داشت. این مسئله به خصوص برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد چون رسیدن ارگاسم برای آنها وقتی بدنشان پرانرژی باشد راحت از زمانی است که خسته باشند.


* نکات جسمی:


1) متخصص بدن خودتان باشید—مطلع شدن از وضعیت بدنتان و واکنش های آن برای رسیدن به ارگاسم خیلی از خانم ها لازم است. باید بتوانید کنترل بدنتان را داشته باشید و شخصاً واکنش های آن را بررسی کنید و بعد به همسرتان یاد بدهید که کدام نوع لمس کردن و نوازش کردن برای شما لذت بخش تر است. یادتان باشد همسرتان متخصص بدن شما نیست! شما خودتان هستید! خانم هایی که هیچ اطلاعی از بدن خود ندارند نمی دانند که از چه چیز رابطه جنسی بیشتر لذت می برند. این خانم ها معمولاً به ارگاسم نمی رسند چون نمی دانند که چه کاری به درد آنها می خورد.


2) حرف هایتان را راحت بر زبان آورید—ارتباط آزاد و راحت برای ارضای جنسی بسیار مهم است چون آدم های دیگر نمی توانند ذهن شما را بخوانند. اینکه راحت حرفتان را به زبان بیاورید خیلی خوب است اما اگر دست همسرتان را حین رابطه راهنمایی کنید یا اشاراتی به او بنمایید هم موثر است. گفتگوی آزاد درمورد رابطه جنسی نیازمند اعتماد، اطمینان، احترام و توانایی ریسک پذیری است.


3) مطمئن شوید که همسرتان روی کارش تمرکز دارد—اگر همسرتان موقع تحریک بدن شما تمرکز فکری نداشته باشد، به هیچ عنوان به ارگاسم نخواهید رسید. پس مطمئن شوید که جز خودتان همسرتان هم روی کارش متمرکز است.


4) در فشار جنسی مبالغه کنید—ایجاد کشش و فشار عضلانی حین تحریک جنسی و ارگاسم طبیعی است. این مسئله در هر دو جنس اتفاق می افتد اما در خانم ها آشکارتر است. اغراق کردن در این کشش و فشار عضلانی به تشدید ارگاسم کمک می کند.


5) عضلاتتان را فشرده کنید—منقبض کردن عضلات دور واژن به آوردن خون به دستگاه تناسلی و درنتیجه ایجاد تحریک و ارگاسم کمک می کند. این عضلات همان عضلاتی هستند که موقع ارگاسم منقبض می شوند. فشردن و منقبض کردن این عضلات به تشدید ارگاسم کمک می کند.


6) سرتان را آویزان کنید—آویزان کردن سر از تخت ارگاسم را تشدید می کند. در برخی از خانم ها، اینکار فشار عضلانی تحریک را چند برابر می کند.


7) متفاوت نفس بکشید—تغییر الگوی نفس کشیدن هم ارگاسم و تحریک جنسی را تشدید می کند.


8) خودتان هم دست به کار شوید—شما هم می توانید در کنار همسرتان بدن خود را با لمس کردن تحریک کنید. اینکار راه بسیار خوبی برای رسیدن به ارگاسم است.


9) ارگاسم را تمرین کنید—تکرار و تمرین ارگاسم به تنهایی برای خانم هایی که نمی توانند کنترل خودشان را رها کنند، می تواند موثر باشد. تمرین ارگاسم به شما کمک می کند با این مسئله راحت تر شوید و استرس و اضطرابتان پایین بیاید.


10) بالا باشید—برای خانم هایی که می خواهند با رابطه جنسی روی قدرت ارگاسم خود کار کنند، وضعیت زن بالا (زن روی مرد قرار داشته باشد) بهترین وضعیت برای رابطه جنسی برای آنها است. این وضعیت به زن این امکان را می دهد که کنترل رابطه را در دست بگیرند و درنتیجه بیشترین تحریک را داشته باشند. این وضعیت به خصوص برای خانم هایی که مسائل شخصی دارند و نیاز دارند که ازنظر جنسی کنترل کامل را داشته باشند، عالی است.


11) اگر می خواهید از اسباب بازی های جنسی هم استفاده کنید—اگر با اسباب بازی های جنسی مشکلی ندارید، ویبراتورها ابزار بسیار خوبی برای انجام عمل جنسی هستند. این وسائل ارگاسم را خیلی راحت تر می کنند و مسئولیت و فشار همسرتان را هم کمتر می کنند چون مسئولیت لذتتان دیگر با خودتان است. از این ویبراتورها می توانید موقع بازی قبل از رابطه یا حین رابطه جنسی استفاده کنید تا راه ارگاسم برایتان آسانتر شود.

جمعه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۷

همه چیز درباره هموفوبیا

معنی لغوی این واژه از دو کلمه هموسکشوال و فوبیا گرفته شده است Homo در لاتین و ادبیات انگلیسی به معنی انسان است که اینجا آن معنی مدنظر نبوده است. فوبیا به معنی ترس شدید از چیزی است. مثلاً دیده اید خانمهایی را که با احساس حضور سوسک در خانه ای دیگر حاضر نیستند به آنجا پا بگذارند و دچار احساس هیجان شدید و حتی ضعف و سرگیجه شده و گاهی از حال میروند. به اینجور ترسهای شدید  فوبیا میگویند. امروزه در عرف عام منظور از هموفوبی احساس نفرت و خشم و ناراحتی شدید نسبت به افراد همجنسگرا بطور کلی است. ظاهراً اولین بار این کلمه توسط یک روانپزشک آمریکایی به نام George Weinberg طی یک سخنرانی برای یک گروه همجنسگرا در 1965 بکار برده شد که بعداً در کتابش به نام "اجتماع و همجنسگرایی سالم" در 1971 هم از آن استفاده کرد. واژه مشابهی بصورت homoerotophobiaهم توسط دکتر Wainwright Churchill در کتاب "همجنسگرایی در میان مردان" در 1967 استفاده شد که رساتر است اما کمی طولانی تر است و کمتر استفاده شده است. در اینجا برای درک بهتر این مفاهیم در غرب بهتر است دو واژه مشابه را توضیح دهیم:"حمله هموسکشوال" یا Homos.e.xual Panic: عنوانی است برای یک "جنون حاد واکنشی" که منجر به توهم و هذیانات خاص جنسی میشود به این صورت که فرد رفتارهای جنسی همجنسگرایانه را به اطرافیان نسبت میدهد. این واژه اولین بار در 1920 توسط روانپزشکی به نام Edward J. Kempf بکار رفت و معلوم نیست با وجود علائم جنون یا سایکوز چرا تحت نام پانیک (حمله دلهره) از آن یاد کرد. بنا بر نظر او این علائم در مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید که افرادی تنها و درونگرا و منزوی هستند اتفاق می افتد. معمولاً در زمینه تنشهای درونی زمینه، تعادل فرد زمانی به هم میخورد که در فشار تماس نزدیک با افراد همجنس خود قرار میگیرد (مثلاً حین زندگی در خوابگاه ها یا آسایشگاه های جمعی یا سربازخانه ها و پادگانها و یا زندانها ). نمونه های زیادی از این مشکل در جنگ جهانی دوم و مشاهدات پزشکان از سربازخانه هایی که سربازان مجبور به استفاده از دوشهای عمومی و توالتهای روباز بودند به چشم میخورد. در این موارد مبتلایان تحت درمان داروهای ضدجنون قرار میگرفتند. در بیمارستان از تماس افراد همجنس با آنها اجتناب میشد و خدمات پزشکی عمدتاً توسط زنان صورت میگرفت تا بتدریج فرد به وضع تعادل (ناپایدار) قبلی برگردد و بتواند از بیمارستان مرخص شود. این مفهوم بعداً زمینه ساز قانونی در آمریکا و بعضی کشورهای انگلیسی زبان شد که تحت عنوان ذیل از آن نام میبرند:

Homos.e.xual (g.a.y) panic defens این قانون بعنوان توجیهی بر علت و دفاع از جنایات خاصی نسبت به یک همجنسگرا یا فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی استفاده میشده است. مطابق آن متهم در دفاع از حمله، جنایت و خشونت و حتی قتلی که در قبال یک فرد همجنس انجام داده است اظهار میکند که چنین شخصی به او پیشنهاد روابط جنسی و عاشقانه داده است که این مسئله باعث بروز جنون آنی و انجام واکنش خشونت آمیز شده است. البته تاکنون پیش نیامده است که جنایتکار با استناد به این قانون تبرئه شود اما متهم بدین وسیله توانسته است باعث تخفیف جرم خود (مثلاً از یک قتل درجه یک به قتل درجه دو) و تخفیف مجازات شود. این قانون در انگلستان به 'G.uardsman's D.efense' معروف است. تقریباً موردی مشاهده نشده است که یک متهم زن بخواهد برای رفع اتهام خود به چنین قانونی استناد کند.مهمترین کشوری که استناد به این قانون باعث بروز سر و صداهای زیادی در آن شده است کشور ایالات متحده (بخصوص نواحی که هنوز چندان روی خوشی به همجنسگرایان نشان نمیدهند) است. تشکلهای اقلیتهای جنسی آن را بعنوان قانونی که "قربانی را مستحق ملامت و مجازات میداند نه مجرم را" به باد انتقاد گرفته اند. با افزایش فعالیتهای سیاسی اجتماعی این گروه ها و گسترش این مفاهیم در میان جامعه امروزه بندرت شاهد چنین مسائلی در دادگاه های و صفحات حوادث روزنامه های آمریکا هستیم. در دادگاه ها هم نظر بر این است که به شرطی استناد به این پدیده قابل قبول است که متهم توسط مقتول تحت فشار شدیدی برای برقراری رابطه جنسی قرار گرفته باشد که خوب تقریباً بندرت ممکن است چنین اتفاقی بیافتد. امروزه در کتاب "راهنمای تشخیص اختلالات روانی" هم اختلالی به نام هموفوبیا وجود ندارد و نظر بر این است که اینگونه رفتارها پیش از آنکه نشانه یک اختلال خاص باشد بیشتر نشاندهنده جو عمومی و فرهنگ پس زمینه افراد (در مقابله و برخورد با اقلیت های جنسی) است. در متون روانشناسی امروزه گاه بجای آن از اصطلاح معادل homonegativity هم استفاده میشود. شاید برای تنوع ذکر دو نمونه مشهور از موارد قتل این اقلیت ها بدست دیگران (و استناد آنها به این قانون) بد نباشد.

1. اولین موردی که در دهه اخیر در ایالات متحده به پرونده بحث انگیزی تبدیل شد و خیلی بر سر آن سر و صدا براه افتاد قتل یک دانشجوی جوان همجنسگرا به نام Matthew Wayne Shepard در 1998 میلادی بدست دو مرد به نامهای Henderson and McKinney است که ظاهراً از قبل نقشه جیب بری از یک همجنسگرا را کشیده بودند تا بالاخره بر حسب تصادف از مقتول بعنوان طعمه خود استفاده کردند. بنا به اظهار دوستان دختر این دونفر، آنها از قبل برای چنین برنامه ای نقشه کشیده بودند تا شب حادثه که به کلوب پاتوق همجنسبازان مراجعه میکنند و با طرح دوستی با مقتول او را به نقطه خلوتی از شهر میکشند و ضمن دزدیدن پول و کتک زدن وی، با وارد کردن ضربات دسته تپانچه به سر وی او را به قتل میرسانند و در نهایت او را به کمک بند کفش هایش به گوشه ای از پرچین خانه ای میبندند. در دادگاه آنها ابتدا مدعی شدند که شب حادثه نزد دوست دخترهای خود بودند اما با تکذیب بعدی این ادعا توسط دختران با استناد به همین قانون گفته شده از خود دفاع کردند و ادعا کردند که مقتول قصد معاشقه و نزدیکی با آنها را داشته است. بعدها در مصاحبه ای با یک خبرنگار آنها اذعان کردند که در آن شب تحت تأثیر مصرف زیاد مواد مخدر و میل به دزدی و خشونت دست به اینکار زده بودند. آنها هم اکنون با محکومیت به حبس ابد در زندان بسر می برند. در ضمن محاکمه این دو نفر، گروه های موافق و مخالف همجنسگرایی دست به اعتراضات و تظاهرات وسیعی زدند. 2. Gwen Amber Rose Araujo معروف به ادوارد، یک مرد مبتلا به اختلال هویت جنسی (ترانس جندر) بود که در اکتبر سال 2002 میلادی به دست سه مرد در یک میهمانی دوستانه به قتل رسید .ظاهراً ماجرا از این قرار بود که در شب حادثه ادوارد که بعنوان یک دختر و با نام لیدا وارد میهمانی شده بود به زور مورد معاینه یکی از زنان شرکت کننده در میهمانی قرار میگیرد و مشخص میشود که دارای آلت مردانه است. با اعلام این مطلب مردانی که قبلاً با او معاشقه کرده بودند از این امر بشدت خشمگین میشوند و Mike Magidson اقدام به فشردن گلوی او در وسط سالن میکند. در این زمان تمام میهمانان بجز دو نفر یعنی Jose Merel and Jaron Nabors از خانه فرار میکنند. با رفتن بقیه این سه نفر با ماهی تابه سنگین و قوطی رب گوجه و وزنه آهنی اقدام به شکستن جمجمه او میکنند بطوریکه سرش کاملاً شکاف برمیدارد و خون فوران میکند. در همین زمان مایک با زانو چنان سر او را به دیوار میکوبد که جای جمجمه وی کاملاً روی دیوار نقش می بندد. بعد آنها جسد نیمه جان لیدا را به گاراژ می برند و با طناب اقدام به خفه کردن وی میکنند و جسدش را به کف کامیون مایک می اندازند و او را به همراهی نفر چهارم Jason Cazares به پارک جنگلی الدورادوی کالیفرنیا می برند و در چاله کم عمقی دفن میکنند. تقریباً دو هفته طول کشید تا جسد لیدا کشف شود. هیچیک از مهمانها از ترس تلافی قاتلین چیزی در این مورد به پلیس نگفته بودند. اندکی بعد Nabors در مورد این مسئله با یکی از دوستانش صحبت میکند و او نیز جریان را به پلیس گزارش میدهد. بعداً Nabors با قول تخفیف مجازات از طرف پلیس حاضر میشود علیه سه نفر دیگر شهادت دهد. جریان دادگاه یک بار دیگر به درخواست هیئت ژوری به منظور رسیدن به نتیجه نهایی تکرار شده و به دور دوم کشیده میشود. در دادگاه اول مایک بطور ضمنی با استناد به قانون مورد اشاره اظهار میدارد که در آن زمان تحت تأثیر هیجانات جنسی قرار داشته است و تنها خود را بخاطر قتل از نوع درجه دوم (بدون برنامه ریزی قبلی) گناهکار میداند. در 27 ژانویه 2006 رسماً حکم محکومیت این افراد شامل 15 سال حبس برای مایک و خوزه و 6 سال حبس (توافقی با رئیس دادگاه از طرف متهم) برای جیسون به آنها ابلاغ میشود .بنا به نظر نزدیکان وی، ادوارد از بچگی کودک با انرژی و فعالی بود که همیشه سرگرم بازیگوشی و شوخی و خنده با بقیه بود. او از همان زمان علاقه خود به دختر بودن را نشان میداد و زمانی که در آستانه بلوغ بر هویت جدید خود پافشاری کرد بتدریج تبدیل به آدم منزوی و تنهایی شد که علاقه ای به شرکت در فعالیت های عمومی مثل کلیسا و دبیرستان نداشت. او چندی قبل دبیرستان را ترک گفته بود تا کاری برای خود بدست آورد اما تا زمان قتل موفق به این کار نشد. مادرش پس از این واقعه در مصاحبه با روزنامه ها از او بعنوان "فرشته کوچولویی" یاد کرد که مرگش هشداری بود برای جامعه در معرض جنایت، و درخواست کرد تا از این پس برای چنین جنایاتی مجازات اعدام را درنظر بگیرند. در مراسم تشیع جنازه ادوارد/ لیدا صدها تن از دوستان و طرفدارانش همراه با متنفذین و رهبران محلی شرکت کردند و در محکومیت این جنایت اقدام به راهپیمایی کردند. در واقع در یکسال قبل از آن قتل ادوارد بیست و هفتمین مورد از چنین قتلها در ایالات متحده بوده است. راهپیمایی های مشابهی هم از سوی گروه های مختلف مردم در دیگر شهرهای آمریکا برگزار شد. چند روز بعد پیروان متعصب یک فرقه باپتیست با گردهمایی، پلاکاردی را نشان میدادند که روی آن نوشته شده بود: "ادی هم بدنبال ماتیو شپارد وارد جهنم شد.