پنجشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۷

گردهمایی بزرگ زنان وبلاگ نویس



در ترانه‌ای که در یکی از تبلیغ‌های تلویزیونی دهه 70 پخش می‌شد، زن مدرن به صورت زنی توصیف می‌شد که با قطعه‌ای گوشت به خانه می‌آمد و در ماهیتابه‌ای آن را طبخ می‌کرد! ولی زن مدرن امروزی کسی است که وبلاگ می‌نویسد.
از روز جمعه همایش بزرگی در سانفرانسیسکو با شرکت سه هزار زن شروع شده است، در این همایش که BlogHer نام دارد، زنان درباره زندگی، حرفه و وبلاگ‌هایشان صحبت می‌کنند. برخلاف عقیده رایج که بر اساس آن خانم‌های بلاگر عمدتا، مادران خانه‌دار هستند، بسیاری از زنانی که در BlogHer شرکت کرده‌اند، کار تمام‌وقت و کسب و کار اختصاصی خودشان را دارند، آنها از وبلاگ‌هایشان برای انتشار نظرهای شخصی، ارتباط با جامعه و به عنوان ابزاری برای پیشبرد و تقویت حرفه‌شان استفاده می‌کنند.
زنانی که در کنفرانس BlogHer شرکت کرده‌اند، طیف وسیعی را شامل می‌شوند: مشهورترین کسانی که در مورد آشپزی می‌نویسند، وکلا، سیاستمداران و مؤسسان شرکت‌های فناوری. اما همه این خانم‌ها در یک چیز مشترک هستند: داشتن وبلاگ.
ر سال‌های اخیر صدای زنان در اینترنت توجه زیادی را به خود جلب کرده است و تعداد زنان وبلاگ‌نویس در حال افزایش است. سال قبل تعداد وبلاگ‌هایی که در سایت BlogHer ثبت شده بودند، 180 وبلاگ بود ولی امسال تعداد آنها به 2200 وبلاگ رسیده است. به علاوه یکی از سایت‌های زیرمجموعه NBC قصد دارد که نوشته‌های زنان بلاگر BlogHer را در سایت‌های خبری همچون BravoTV.com و Oxygen.com منتشر کند.
بر اساس پژوهشی که به تازگی انجام شده است، 13 درصد کاربران زن اینترنت، به صورت مرتب وبلاگ می‌نویسند. در مقام مقایسه، 12 درصد کل کاربران اینترنت، وبلاگ‌نویس هستند و بنابراین می‌توان گفت که زنان اندکی بیشتر از مردان علاقه‌مند به وبلاگ نوشتن هستند. به علاوه میزان علاقه‌مندی مادران به وبلاگ‌نویسی، به طرز محسوسی بیشتر از بقیه است، چرا که 15 درصد مادرانی که از اینترنت استفاده می‌کنند، وبلاگ دارند.
لیزا استون، یکی از برپاکنندگان کنفرانس BlogHer می‌گوید که امروزه زنان آمریکایی نه‌تنها جزو بهترین مشتریان کالاهای تجاری هستند، بلکه آنها را می‌توان از مشتاق‌ترین کاربران وب 2.0 و رسانه‌های اجتماعی هم دانست.
بسیاری از زنان شرکت‌کننده در BlogHer ترفندهای تبدیل وبلاگ‌هایشان را به یک ابزار تجاری، با دیگر شرکت‌کنندگان به اشتراک می‌گذارند. به عنوان مثال آنها توصیه می‌کنند که خانم‌ها از توییتر، پلاگین Disqus وردپرس، Word Tracker و همچنین سایت Kirtsy استفاده کنند. (Kirtsy یک «دیگ» زنانه است و Disqus در قسمت کامنت‌های وبلاگ‌ها، امکان بحث و ابراز نظر کامنت‌گذارها را فراهم می‌آورد.)
در واقع هر خانمی در BlogHer سعی دارد که تجربه‌های خود را در اختیار دیگران قرار بدهد، مثلا «استر بردی» که یکی ویدئوبلاگر است و در مورد شیوه‌های کاهش وزن در وبلاگش مطلب می‌نویسد، به خانم‌های توصیه کرد که به جای یوتیوب از Blip.TV استفاده کنند، چرا که این سایت در زمینه کپی‌رایت بسیار بهتر از یوتیوب عمل می‌کند.
کی از مسائل عمده برای تعدادی از خانم‌های وبلاگ‌نویس این است که چگونه جنبه‌های شخصی و حرفه‌ای زندگی خود را در وبلاگشان مطرح کنند. به عنوان مثل «چارلن لی» - تحلیل‌گر پیشین مؤسسه پژوهشی Forrester- دو وبلاگ داشت که در یکی از آنها در مورد فناوری و در دیگری در مورد زندگی شخصی‌ و علاقه‌مندی‌هایش مثل دوچرخه‌سواری، ‌پخت و پز و سیاست، مطلب می‌نوشت. اما بعد از ترک Forrester قصد دارد دو وبلاگش را با هم ادغام کند.
البته بعضی از خانم‌ها با اینکه حرفه خودشان را دارند، علاقه ندارند که در وبلاگشان در مورد کسب و کار بنویسند، آنها ترجیح می‌دهند که با استفاده از وبلاگ صرفا با افرادی با عقاید مشابه در ارتباط باشند.

سه‌شنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۷

همجنسگرايان و خانواده / قسمت اول

مقدمه
متاسفانه، قضاوتهای عجولانه و قبول بی چون و چرای بسياری از باورهای اجتماعی که نه مبنای علمی دارندو نه متکی بر عقل و علم و منطق، راه و رسم بسياری از ما ايرانيان است. ما حرفها و قضاوتهايی را ميشنويم و بدون نگاه انتقادی و دقت کافی در صحت و سقم آنها، اينگونه گفته ها را می پذيريم و بمرور زمان آنها را به باور و اعتقاد خود تبديل کرده به ديگران هم منتقل می کنيم.و چنين است که سنتهای غلط باز توليد ميشوند و انسانها را در زير بار سهمگين خود خرد و نابود می کنند. اين يک واقعيت است که جوامع غربی از بسياری جهات، اگر نگوئيم همه جهات، از جامعه ما جلوتر و برای بسياری از مسائل انسانی - اجتماعی خود با کمک عقل و علم، راه حلهای انسان مدارانه و متکی بر عدالت يافته است و بدين طريق در کاهش رنج و حرمان و محروميت انسان امروزی قدمهای مهمی برداشته و به تلطيف روبط انسانها و کاهش خشونت خدمت کرده اند. مسائلی همچون حقوق زنان، برابری جنسی، حقوق بشر و رعايت و احترام به حقوق و منافع اقليتهای جنسی - اجتماعی از جمله همجنسگرايان از اين نمونه اند. با توجه به آنچه گفته شد متوجه ميشويم که ريشه بسياری از مشکلات ما ناشی از فاصله گيری جامعه ما از عقل و علم و منطق در پرداختن به مسا ئل مربوط به حوزه های انسانی و پناه آوردن به سنت و قضاوتها و راه حلهای قديمی است. اين خود سطح کوته نگری فرهنگی جامعه و تنبلی ذهنی و رخوت فکری- فرهنگی ما را می رساند.
چاره کار همانا روشنگری و آگاه سازی مردم از موقعيتی است که در آن بسر ميبرند، می باشد. اين امر بخصوص برای آن دسته از اقليتها و نيروهايی که بيشترين صدمات از جانب ناآگاهی و در جا زدن جامعه متوجه آنها ميشود ازاهميت دوچندان برخوردار است. ما همجنسگرايان کشور يکی از بزرگترين گروه اقليتهای تحت فشار هستيم و به همين سبب منافع ما ايجاب ميکند که با جديت بيشتری به اين مهم بپردازيم.
همجنسگرايان ايران در طول تاريخ مورد سرکوب و لعن و نفرين واقع شده اند و با سر کار آمدن حکومت اسلامی اين سرکوب به اوج خود رسيد، طوری که در سالهای اول حکومت اسلامی، تعداد بسيار زيادی از همجنسگرايان با روشهای وحشتناکی اعدام شدند.سرکوب ما تنها به سرکوب دولتی محدود نمی شود بلکه فراتر از آن ميرود و شامل طعن و لعن و سرکوفت و شماتت و توهين و تحقير هموطنان و افراد جامعه و خانواده خود ما هم ميشود.از حدود پانزده سال پيش حرکتهايی توسط همجنسگرايان ايرانی - عمدتآ در خارج از کشور- برای دادخواهی و افشا ستمی که بر ما ميرود شروع شد و از برکت اينترنت و وسائل ارتباطی ديگر با تلاشهای تعدادی محدود در داخل کشور گره خورد. بموازات تلاشی که در سالهای گفته شده انجام گرفته، به همان نسبت ذهنيتهای منفی در باره همجنسگرايی هم سوهان خورده و ملايمتر شده و اين به نوبه خود راه را برای علنی شدن و نقاب از چهره گرفتن تعدادی- هر چند محدود- تا حدودی هموار کرده است. امروزه اينجا و آنجا- تک و توکی از همجنسگرايان تما يل جنسی خود را برای دوستان و افراد خانواده آشکار می سازند. با اينهمه نه طرح مسئله برای دوستان دور و بر و خانواده کار ساده ای است و نه دوستان و والدين ما ميتوانند براحتی آب خوردن همجنسگرايی دوست يا پسر / دختر خود را قبول کنند.نوشته پيش رو تلاشی است برای کمک به اين مسئله و با هدف کمک به روند درک متقابل خانواده و فرزند همجنسخواه اوست. بعبارتی اين نوشته هم برای کمک به والدين جهت درک و فهم فرزند خود و پذيرش گرايش جنسی او می باشد و هم برای خود همجنسگرايان که واکنشهای والدين ( و دوستان) خود را بهتر بشناسند و امکان برخورد منطقی تری را برايشان فراهم کند.

واکنشهای احتمالی و طبيعی والدين
انسان دوست دارد بر زندگی و محيط اطراف خود مسلط باشد. هيچکدام از ما حاظر نيستيم يکهو در برابر شرايط و موقعيتی قرار بگيريم که نه تنها آرامش فردی، خانوادگی و اجتماعی ما را به هم بزند بلکه نگرانی، دردسر، ناراحتی و حتی عذاب وجدان را هم با خود برايمان بهمراه داشته باشد. درست در چنان وضعيتی است که ممکن است يکهو و بدون مقدمه دختر / پسر يا يکی از دوستان شما اعلام کند که " من همجنسگرا هستم." و يا حتی شايد او را در حال نزديکی جنسی با همجنس خودش ببينيد ( يا غافلگير کنيد).
با توجه به شرايط اجتماعی، آموزشهايی که جامعه به ما داده، نا آشنائی با پديده همجنسگرايی و اينکه هر چه در باره آن شنيده ايم همه منفی بوده، حس ميکنِيم که در موقعيت بسيار ناخوشايند و بدی واقع شده ايم. بلافاصله احساس می کنيم که آن دختر يا پسر يا دوست عزيزی که آنهمه آدم خوب و سر بزير و مهربانی بوده، آدمی که شما به او اعتماد داشته ايد، کسی که شما به او اينقدر اميد داشته ايد، يکمرتبه به يک آدم غريبه تبديل شده، آدمی که نه زبان او را می فهميد و نه می دانيد به او چه بگوئيد.
اولين واکنش معمولآ احساس ناباوری و شوکه شدن است. حالت نوعی ترس و يا عصبانيت. نوعی غم و غصه و اضطراب هم برای خود و هم برای فرزند ( يا دوست خود). احساس اينکه او را از دست داده ايد. پس فوری به دنبال دلائل و توجيهات ميگرديد، کسی که تقصير را به گردن او بيندازيد، دوستان و يا همکلاسيهای او، معلم او، اينترنت و غيره. آخر چطور ممکن است که اين عزيز شما اينطور عوض شده و شما تا آن لحظه هيچ اعمال و حرکات عجيبی دال بر اين مسئله از او نديده ايد؟ درد، ناراحتی، بيخوابی، بيقراری و حتی احساس بيچاره گی شما را فرا می گيرد.
شوک حاصله ممکن است ساعتها، روزها و حتی ماهها طول بکشد. اين ناباوری يک نوع شيوه دفاعی شناخته شده انسان است و کاملآ طبيعی است و بعنوان يکی از مراحل طی بحرانهای فردی محسوب ميشود. فردی که در چنين حالتی بسر می برد ممکن است ناباوری خود را با چنين جملاتی بيان کند " اين يک مرحله گذرا است." و يا " بزرگ که شدی فراموش ميکنی." و يا " ممکن نيست چنين چيزی در خانواده ما وجود داشته باشد." و يا " تو چطور به خودت اجازه ميدهی که مرتکب اينهمه ناحقی در حق خانواده ات بشوی؟" و يا " تو که ميخواستی ازدواج کنی- تو که دوست دختر / پسر داشتی.". و يا اينکه " تو چرا نمی ری ازدواج کنی و سر و سامان بگيری که اين چيزها از سرت در بره." و يا " تو که اينهمه سر بزير و خجالتی بودی" و امثال اينها.
ناگفته نماند که اين شيوه برخورد از آن کسانی است که در حد متعارفی در زندگی خود پيرو منطق و بدور از خشونت هستند. مادر/ پدر و خواهر/ برادر هم بيشتر اينگونه واکنشها را بروز می دهند.
همجنسگرا بودن به مرد يا زن، موقعيت اجتماعی يا طبقاتی، جوان يا پير، رنگ پوست، قيافه، تعلق قومی-نژادی، شهری يا روستايی، کشاورز يا کارمند، دکتر يا دانش آموز، خياط يا پرستار، نظامی يا نويسنده، خانه دار يا رئيس، روحانی يا کمونيست، بازرگان يا قاچاقچی و...... ربطی ندارد. به همين سبب هر کسی ممکن است به همجنس خودش تمايل جنسی داشته باشد. و در هر خانواده ای ممکن است يک يا چند نفر همجنسگرا وجود داشته باشند.
بعضی خانواده ها به هيچوجه قدرت تحمل همجنسگرايی فرزند خود را ندارند و بدتر از آن ابدآ تمايلی به طرح موضوع با احدی را ندارند. انکار به جزئی از زندگی خانواده تبديل ميشود هر چند که تغييری در اصل قضيه و وضعيت موجود ايجاد نمی کند. مسلمآ هيچکس نمی رود خود را از قبل آماده شنيدن چنين خبری کند؛ اما بايد دانست که پرهيز از پرخاش و برخوردهای تند وخشک و عصبی و منفی، اثرات مثبتی در روند بعدی خواهد داشت. از آنجا که احساس و تمايل جنسی کسی را نميتوان عوض کرد پس مقاومت در برابر چيزی که توان تغيير آن را نداريم هم سودی نخواهد داشت. بنابراين بهترين کار همانا حفظ خونسردی، تلاش برای دريافت اطلاعات در باره اين پديده و فهم منطقی مسئله است. عشق به فرزند عشقی است قلبی و بدون توقع می باشد و درست در چنين مواقع بحرانی است که بايد در عمل بدان پايبند بود. چرا که هدف هر پدر و مادری خوشبختی فرزندشان است و او (فرزند) خود بايد در تعريف اينکه خوشبختی برای او يعنی چه، تصميم بگيرد. نفی اين حق فرزند و تحميل برداشتهای والدين در مورد زندگی و خوشبختی به او از يکطرف ناقض عشق بدون قيد و شرط والدين به فرزند است و از طرف ديگر استقلال و حق تعيين سرنوشت فردی او بعنوان يک انسان را پايمال می کند. انسانی که احساس او ناديده گرفته شده ( لگد کوب گرديده) و افکار ديگران (حتی والدين) بر او تحميل شده و مجبور به زندگی در چارچوب نرمها و کدهايی که باورشان ندارد گرديده نه امکان احساس خوشبختی دارد و نه ميتوان عمل به مسئوليت شهروندی را از او درخواست کرد.
در قسمت بعدی با شیوه های معمول روبرو شدن خانواده ها با پدیده همجنسگرایی آشنا می شویم .

دوشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۷

ارگاسم جنسی یا اوج لذت یک زن


نگاهي به ايـن قضـيه كـه چـرا خـانـم هـا تـصـور مـي كـنـند تـوانايي اش را ندارند؛ آيا ميـدانيد كه تمام خانم ها قادر به رسيـدن به اين مرحلهمي باشند؟ بله؛ حقيقت دارد! شايد در مورد انزال خانمـها چـيـزهايي شنيده باشيد و يا مانند خيلي از افراد، اصلاً بـه هيچ وجه با آن آشنا نباشيد. اين امر نه تنها درمورد خانمها صحت دارد، بلكه امري است كه همه خانم ها مي توانند به آن دست پيدا كنند. رسيدن بـه اوج لـذت در زنـان يـك واكنش طبيعي جنسي است كه تا كنون به صورت معمايي سربسته باقي مانده است. تمام خانم ها مي توانند به آساني بياموزند كه چگونه مي توانند به اوج لذت برسند و انزال در آنها صورت پذيرد؛ البته پيرامون اين مطلب تصورات اشتباه بسيار زيادي وجود دارد.برخي معتقدند كه به طور كلي مسئله انزال در خانم ها وجود ندارد، عده اي ديگر بر اين باورند كه تنها تعداد "خاصي" از خانم ها قادر به تجربه چنين موضوعي هستند، جمعي ديگر نيز همچنان به شايعه پراكني در مورد اين مطلب ادامه مي دهند و هر روز تكنيك و استراتژي هاي جديدي را ارائه مي دهند. به عنوان مثال توصيه مي كنند كه خانم ها مي بايست براي رسيدن به اوج لذت حتما ديواره هاي رحم خود را به يكديگر بفشارند. چنين اظهاراتي، اصولاً بي پايه و اساس هستند. هر چند تمام خانم ها در ساختار اندام هاي تناسلي با يكديگر متفاوت هستند (درست مانند آقايون)، اما همه آنها با بكارگيري روش مناسب، قادر به چشيدن طعم چنين لذتي مي باشند. درست مانند آقايون كه بدون توجه به سايز، و يا حالت و شكل اندام تناسلي خود، قادر به انزال ميباشند. دليل اينكه بسياري از افراد تصور مي كنند كه خانم ها نمي توانند به انزال دست پيدا كنند نشئت گرفته از اطلاعات ناكافي آنها در اين زمينه مي باشد. خودم، زمانيكه براي اولين بار در مورد انزال خانم ها چيزهايي به گوشم خورد، تقريباً اواخر 20 سالگي را سپري مي كردم. با اينكه از نظر جنسي اطلاعات كم و بيش كاملي داشتم و در رشته روانشناسي جنسي نيز تحصيل مي كردم، شكه شدم كه چرا تا به حال در اين مورد چيزي به گوشم نخورده بود.من به شخصه زماني توانستم به حقايق، در مورد انزال خانم ها پي ببرم كه با يكي از دوستان دخترم در اين زمينه گفتگوي بازي داشتم. او به من گفت زمانيكه اين احساس هنگام رابطه جنسي با شوهرش به او دست مي دهد في الواقع "ديوانه كننده ترين حس" را تجربه مي كند. خيلي شيفته شدم و سؤال هاي متفاوتي را از او در اين زمينه پرسيدم. بعد از آن تصميم گرفتم تا از طريق اينترنت اطلاعات بيشتري كسب كنم، اما متاسفانه به منابع نادرست و غير قابل اطمينان برخورد كردم. يك خانم بايد چه كار كند؟ مي خواستم اطلاعات بيشتري در اين زمينه پيدا كنم. در ادامه تحقيقات گسترده ام را با بررسي ژورنال هاي پزشكي، مصاحبه هاي پزشكي، و مشاوره درماني آغاز كردم. پيش از هر چيز اجازه دهيد تصورات غلط در اين زمينه را مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم چه چيزي به راستي صحت دارد و چه چيزهايي در اين زمينه نادرست ميباشند. تصورات غلط و حقايق در مورد انزال خانم ها تصورات غلط 1) انزال در خانم ها وجود ندارد.2) تنها درصد كمي از خانم ها قادر به تجربه انزال مي باشند.3)تمرين هاي واژينال مي تواند به خانم ها كمك كند تا بتوانند به انزال برسند.4) فقط خانم هايي كه داراي آلت تناسلي برجسته هستند، مي توانند انزال داشته باشند5)انزال در خانم ها تنها از طريق ارگاسم واژينال صورت مي پذيرد.6) پزشك زنان و زايمان در اين مورد آگاهي دارد و مي توانند خانم ها را با روش آگاهي دارد و مي توانند خانم ها را با روش هاي صحيح انجام ان آشنا كنند.7) خانم ها تنها 1 يا 2 قطره از ماده درون بدن خود را بيرون مي دهند و اگر بيش از اين حد باشد (به ويژه تا حدي كه برخي خانم ها ادعا مي كنند تا 1-2 فنجان نيز مي شود) ممكن است با ادرارشان مخلوط گرديده باشد. 8) انزال خانم ها نوعي بي اختياري در تخليه ادرار است.9) تنها خانم هايي كه زايمان كرده اند قادر به تجربه انزال مي باشند. 10) تنها يك راه براي رسيدن به انزال در خانم ها وجود دارد.حقايق1) انزال در خانم ها نشئت گرفته از ترشح غدد پارارترال مي باشد 2) خانم ها متوجه نيستند كه توانايي رسيدن به انزال را دارند، تنها به اين دليل كه زمان انجام آنرا نمي دانند. 3) تكنيك هاي ويژه اي وجود دارد كه به خانم ها آموزش مي دهد تا هر زمان كه اراده مي كنند به انزال برسند و يا آنرا متوقف نمايند 4) خانم ها لازم نيست كه فقط از طريق ارگاسم مهبلي به انزالبرسند و حتي لازم نيست اصلا ارگاسم شوند تا انزال رخ دهد. 5) خانم ها مي توانند ميزان انزال خود را با پشت سر گذاشتن مراحل خاصي، افزايش دهند. 6) خانم ها قادر هستند كه در مدت زمان بسياركوتاه چندين مرتبه، پشت سر هم، انزال را تجربه كنند.7) ماده اي كه از بدن خانم ها خارج مي شود، ادرار نيست.معمولاً چيزي شبيه به آب است، كه تقريبا بي رنگ بوده وبوي خاصي هم نمي دهد و يا اگر بو بدهد، كمي بوي شيرين است.8) كساني كه ادعايي مي كنند انزال نوعي بي اختياري ادرار است چيزي در مورد انزال خانم نمي دانند و يا اينكه درك صحيحي از اين مطلب ندارند.شايد شما از خود بپرسيد: "اگر تمام خانم ها توانايي انجام چنين كاري را دارند، پس چرا بسياري از آنها هيچ گاه چنين امري را در زندگي زناشويي تجربه نكرده اند؟" اين سؤال بسيار خوبي است و توضيح آن نيز بسيار ساده است. اجازه بدهيد ابتدا مطالبي را در مورد آناتومي بدن خانم ها بدانيم و سپس به ادامه مسائل بپردازيم. انزال خانم ها از چه نقطه اي سرچشمه مي گيرد؟انزال خانم ها شامل جريان رواني است كه از مجاري ادراري خارج مي شود (همان محلي كه ادرار خارج مي شود) با اين تفاوت كه از غدد پاراترال جريان مي گيرد. اين غدد تنها در زمان تحريك جنسي از خود ماده خاصي ترشح مي كنند. انزال خانم ها با ارگاسم معمولي چه تفاوتي دارد؟ ارضاي جنسي در خانم ها به دو دوسته طبقه بندي مي شود. از نظر باليني يك نوع آن ارضاي واژينال است، رواج بيشتري دارد و عبارت است از خروج مايع رواني از واژن. اين مايع حالت شير مانند دارد و شلي و سفتي و بوي آن وابسته به رژيم غذايي خانم و سلامت كلي بدن او و چرخه عادت ماهانه اش مي باشد. نوع دوم، انزال از طريق مجراي ادراري نام دارد و معمولا در خانم ها چندان رايج نيست. در زمان انزال معمولاً مايع با فشار و به حالت اسپري و يا فواره اي از داخل مجراي ادرار به بيرون مي ريزد. دليل عدم تجربه بسياري از بانوان به اين دليل نيست كه تنها تعداد كمي از بانوان توانايي تجربه چنين انزالي دارند، بلكه دليل آن تنها اين است كه بسياري از افراد در مورد ساختمان جنسي و يك رابطه جنسي سالم مطالب درستي نمي دانند. مايع انزالي از چه چيز تشكيل شده است؟ اجازه دهيد همين جا بزرگترين تصور غلط را از ذهنتان پاك كنم - اين مايع، ادرار نيست. در آزمايش هايي كه از اين ماده به عمل آمد، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند كه از مقداري گلوكز (شكر) و آنزيم ديگري به نام پروستات اسيد فوسفات تشكيل شده است كه تقريبا اجزاي تشكيل دهنده مني را مي سازند. نوع مواد تشكيل دهنده آن، تقريباً شبيه به ترشحات پروستات در مردان مي باشند، با اين تفاوت كه فاقد اسپرم ميباشد. همچنين دو ماده ديگري كه معمولا در ادارا نيز هست، (اوره و كريتنين) نيز در آن يافت مي شود. اين ماده كاملا منحصر به فرد مي باشد و تنها در هنگام انزال از خانم ها خارج مي شود. چه ميزان از اين ماده بيرون مي ريزد؟ بيشتر خانم ها در حدود 5 .1 تا 2 فنجان از آن را تخليه مي كنند. اين موضوع به اموري ديگري از قبيل اينكه بدن خانم چه ميزان آب دارد و اينكه شدت تحريك جنسي تا چه حد بوده نيز ارتباط دارد.چرا اكثر خانم ها در اين مورد بي اطلاع هستند و يا آنرا انجام نمي دهند؟ انزال در خانم ها آنقدرها هم كه فكرش را مي كنيد دشوار نيست؛ فقط افراد زيادي با تكنيك هاي اجراي آن آشنا نيستند. دلايل كليشه اي بسيار زيادي براي دوري خانم ها از اين لذت مطبوع، وجود دارد. يكي از دلايل از اين قرار است كه چون آنها ارگاسم را تجربه مي كنند، معمولاً به راحتي حاضر مي شوند تا فرصت هاي خود براي انزال دست بدهند و نسبت به آن بي توجهي كرده و تمايل كمي نشان مي دهند. يكي از مهمترين دلايل اين است كه زمانيكه خانم ها به مرحله انزال مي رسند، اغلب به اين دليل كه تصور مي كنند ممكن است ادرار نيز همراه با آن بيرون بريزد، از آزاد كردن خود خودداري مي كنند؛ اما بايد دقت داشته باشند كه در اين حالت به هيچ وجه ادرار از آنها خارج نخواهد شد. زمانيكه ماده انزال در داخل مجراي ادراري جمع مي شود، احساس تخليه ادرار به فرد دست مي دهد كه در واقع با وقوع انزال احساس ادرار نيز خود به خود از بين مي رود. اگر خانم ها ياد بگيرند كه به جاي نگه داشتن، خود را آزاد كنند، آنگاه متوجه مي شوند كه پس از تخليه مجراي ادرار، احساس ادرار داشتن نيز به صورت ناخودآگاه از بين مي رود. تكنيك هاي متفاوتي براي رسيدن به اين مرحله و همچنين دوري ورزيدن از بازدارنده ها در طي مسير، وجود دارد. اما نبايد فراموش كرد كه ترس از ادرار، باعث مي شود بسياري از خانم ها خود را همواره عقب نگه دارند. روش هايي كه در اين زمينه عرضه شده اند، داراي فوايد كاربردي بسيار زيادي هستند و معمولاً نتايج چشمگيري را به همراه داشته اند و موجب شده اند تا زوج ها روابط جنسي فوق العاده لذت بخشي را تجربه نمايند.آيا خانم هايي كه انزال مي شوند داراي بيماري خاصي هستند؟ نه؛ دليل توضيحات من نيز دقيقاً به همين خاطر است: اكثر خانم ها و آقايون تصور ميكنند كسانيكه قادر به انجام چنين كاري هستند بايد دچار بيماري هاي خاصي باشند. اما حقيقت اين نيست. آيا مي دانيد سالانه چه تعداد از خانم ها با اين تصور اشتباه دست و پنجه نرم مي كنند و به همين دليل از رها سازي خود جلوگيري مينمايند؟ آنها احساس مي كنند كه اگر خود را آزاد بگذارند، ممكن است كه نفس خود را از دست داده و به عبارتي تصور مي نمايند كه نبايد در كنار همسر خود تخليه ادرار نمايند!به اين دليل كه خانم ها در حدود يكي دو فنجان مايع جهنده در هنگام انزال از خود خارج مي نمايند، اكثرا تصور مي شود كه اين ماده چيزي نيست جز "ادرار". اغلب آنها اصلاً متوجه نمي شوند كه چه اتفاقي مي افتد و پس از اين عمل احساس آزردگي شديدي پيدا مي كنند. برخي از مشاوران نيز به شخصه از وجود چنين واكنشي با خبر نبوده و فكر مي كنند كه خانم مورد نظر بايد مورد جراحي قرار گرفته و يا روان درماني شود؛ آن هم فقط به خاطر يك عكس العمل كاملا طبيعي!تنها نكته اي كه در آخر مي توانم به آن اشاره كنم، اين است كه انزال خانم ها نه تنها از نظر بصري تحريك كننده مي باشد، بلكه انجام آن احساس فوق العاده اي به هر دو طرف القا مي كند. تخليه جنسي و حس رضايتي كه از اين طريق به بانوان دست ميدهد، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست .